معنای شب؛ لیندا پاستان

2698_1

اینجا سر‌نخهایی هست

که ما را به «معنای شب» می‌رساند:

تکه‌هایی از کف سفید

که دریا از خود رانده،

زنی پیچیده در قفسی به شکل بالهای پرنده،

پشت مردی در لباسی رسمی

تؤامان، روی مردی دیگر.

نکند هر دو یکی باشند

و آن یک مسئول کفن و دفن روز؟

اگر اصلاً شب معنایی داشته باشد

آیا این معنا اینجاست؟ یا باید در خوابها،

پشت پلکهای بسته‌مان به دنبالش باشیم؟

مثل موجهای کوچک این نقاشی

که وقتی روز تمام می‌شود،

در موزه را که می‌بندند،

برمی‌گردند به دریای تاریکی،

به جایی که از آن آمده‌اند.

 

نقاشی: تابلوی «معنای شب» اثر مگریت، رنگ و روغن بر بوم، ۱۹۲۷

دیدگاه شما

دیدگاه

Notify of
avatar
wpDiscuz