شعری برای مرد پایان جهان؛ جک گیلبرت

I

در آغاز

شش اژدهای قهوه‌ای بودند

که نام‌شان بود

نمک، نمک، نمک، نمک

بَفِلبار[۲]

و کنت رکسروث[۳]

II

آنان همه چیز بودند و شکل هم بودند و بی‌شکل بودند.

از آنجا که همه چیز بودند، از روی ضرورت

درون هم می‌زیستند.

از آنجا که بی‌شکل بودند، از روی ضرورت

بی‌معنی و بی‌هوده بودند.

و جهان نجات‌دهنده‌ای نداشت.

III

سپس اژدهای چهارم

که نامش نمک بود،

مُرد،

یا علاقه‌اش را از دست داد

و کنار کشید.

این‌گونه بود که اضطراب به جهان وارد شد.

IV

بلای جان اژدهای اول این شد

که چنبره زد به دور تن خود تا فضا را بسازد

و پر کرد آن را با درختان نارون

و پارادی کلروبنزن

و ماه‌ها

و یک ماهی به نام هوموهومونوکونوکواپواآ.

V

اما هیچ چیز برای همیشه شاد و خرم نمی‌ماند

زمستان بر درختان نارون آغاز شد.

ماه‌ها رو به زوال رفتند.

هوموهومونوکونوکواپواآ شناور بر بالای

مخزن باقی ماند.

و اژدها دریافت که بوی پارادی کلروبنزن

پایان ندارد.

VI

به این ترتیب بود که اژدهای دوم و ششم

تصمیم گرفتند به یاری‌ بشتابند

و راه درست ساختن را

نشان بدهند.

اما هرچه که می‌خواستند بسازند به مردان

و زنان تبدیل می‌شد.

و آن وقت بود که جهان به بلایی واقعی مبتلا شد.

VII

زنگ هشدار که به صدا در آمد اژدهایان عقب نشستند.

اما دیگر بسیار دیر بود.

در تمام جهان مردان از نارون‌ها می‌گفتند.

یا تعداد ماه‌ها را می‌شمردند.

یا درباره‌ی هوموهومونوکونوکواپواآ ترانه می‌نوشتند.

و زنان می‌نشستند و هزار هزار بار تکرار می‌کردند

که دیگر اصلا نمی‌توانند بوی پارادی کلروبنزن را

تحمل کنند.

اگر توی یک اژدها هستی که کاری ندارد انجام بدهد، مراقب باش.

 



[۱] .عنوان شعر Fin Du Monde به معنای پایان جهان، برگرفته از نام فیلمی ایتالیایی است که در سال ۱۹۳۱ ساخته شد.

[۲] . Baffle Bar نام نوعی شکلات معروف در دهه ۱۹۲۰

[۳] . Kenneth Rexroth  نام شاعر نسل بیت آمریکا که از دوستان گیلبرت بود.

دیدگاه شما

دیدگاه

Notify of
avatar
wpDiscuz