سوم: تصویر یک زن | جان یائو

 

نقاش‌ها همیشه تصویر زنی را کشیده‌اند
که تن می‌شوید یا شانه بر موهایش می‌کشد
و آن‌جا در کنار او آینه‌ای است.
و تو آن‌جایی، نشسته در وان حمام، پشتت را خم کرده‌ای.
خانه سرد است،
همیشه ی خدا زمستان سرد است.
اما تو بر موهایت شانه می‌کشی
و برای خودت آواز می‌خوانی.
گمانم یک لحظه‌ دیدم
آن‌چه نقاش‌ها دیده‌اند:
زنی نیمی دل باخته به خود
نیمی دل باخته به جهان

یک شعر عاشقانه نابخردانه؛ جان یائو

 

 

Kamen Kissimov - Камен Кисимов_paintings_Bulgaria_artodyssey (19)

 

 

بیا با من زندگی کن

تا بنشینیم

 

روی صخره‌ها

کنار رودخانه‌های کم‌عمق

 

بیا با من زندگی کن

تا میوه‌ی بلوط بکاریم

 

در دهان یکدیگر

و این آیین ما شود

 

برای سلام گفتن به زمین

پیش از آنکه پرت‌مان کند

 

دوباره به میان برف‌ها

و حفره‌های درون‌مان

 

لبریز شود از

ناگواری‌ها

 

بیا با من زندگی کن

پیش از آنکه زمستان دست کشد از

 

تنها بالشتی

که آسمان تا به امروز بر آن سر گذارده

 

و حفره‌های درون‌مان

لبریز شود از برف

 

بیا با من زندگی کن

پیش از آنکه بهار

 

این هوا را ببلعد و

و پرندگان آواز بخوانند

 

نقاشی:

Kamen Kassimov