امید علیه امید؛ نادژدا ماندلشتام/بیژن اشتری

Book-Sales-Omid-Alayhe-Omid407f41

«و البته که نمی‌توان ماندلشتام را به خاطر گیج و هراسان بودنش مقصر دانست.  چرا این توقع وجود دارد که ما باید آنقدر شجاع باشیم که بتوانیم در برابر همه هراس‌های زندان‌ها و اردوگاه‌های قرن بیستم ایستادگی کنیم؟ چرا توقع دارند هنگام پرتاب شدن به گورهای دسته جمعی سرود مقاومت بخوانیم؟ چرا توقع دارند هنگام سفر به زندان با واگن حمل گله سرود افتخار بخوانیم؟  چرا توقع دارند بازجوهایمان را درگیر مباحث مودبانه درباره نقش ترس در شعر کنیم، یا درباره تمایلات و انگیزه‌هایی که به سرودن شعر در یک وضعیت خشم و عصبانیت منجر می‌شود با آنها وارد بحث شویم؟

ترسی که در سرودن شعر وجود دارد با ترسی که آدم در حضور پلیس مخفی احساس می‌کند هیچ چیز مشترکی ندارد.  ترس مرموز و آمیخته با احترام ما در رویارویی با خود زندگی همیشه تحت الشعاع ترس بدوی‌تر ناشی از خشونت و نابودی قرار دارد.  ماندلشتام غالبا از این صحبت می‌کرد که چگونه ترس نوع نخست در پی آمدنِ انقلابی که آن همه در برابر دیدگان ما خون ریخته بود، ناپدید شد.»

از صفحه ۱۵۳ کتاب

 

دیشب خواب دیدم در اتحاد جماهیر شوروی هستم، معشوق پنهانی شاعری که برای استتار شاعر بودن‌اش کافه‌ای راه انداخته، و کافه خود پوششی است برای جنبش مقاومت، شبیه کافه آلبر در سریال ارتش سری.

در تمام خواب یا داشتم می‌گریختم، یا پنهان می‌کردم، یا پناه می‌دادم، یا از ترس بر خود می‌لرزیدم.

آخر شب‌ها، می‌نشینم این کتاب را می‌خوانم، و خیال می‌کنم خوابم از این کتاب بود.

پیش‌تر وقتی داشتم شعرهای ایلیا کامینسکی را ترجمه می‌کردم به شعر بلندی برخوردم به نام «خنیایی از آدم»، روایت شعری از زندگی ماندلشتام.  از آنجا بود که مندلشتام برایم خواندنی شد.  دنبال بیشتر خواندن از او، رسیدم به متن انگلیسی «امید علیه امید»، حکایت آنچه بر شاعر رفت از زبان نادژدا، همسر او.  کمی خواندم و بریدم، جانم تاب نداشت.

 

آقای بیژن اشتری به همت نشر ثالث ترجمه شسته و رفته‌ای از این کتاب منتشر کرده، دوباره نشسته‌ام و سخت‌جانی‌ام را می‌آزمایم.  آیا این بار به زبان مادری طاقت می‌آورم تا ته این کابوس بروم؟  نمی‌دانم.  آیا این یادداشت قرار است دعوت به خواندن این کتاب باشد؟ بله.  اگر حکایت این دوره برایتان جذاب است، اگر به شعر و ادبیات روسی در دوره استالین علاقه‌مندید، اگر دوست دارید بدانید آدم‌های دیگر در خفقان چطور زیسته‌اند، چطور مرده‌اند، چطور دوام آورده‌اند، چرا شوروی فروپاشید، و اگر دوست دارید تمام اینها را نه از زبان یک محقق و پژوهشگر که از زبان یک شاهد عینی بخوانید، این کتاب متعلق به شماست.